یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 ساعت
این دل پر از حرفه
برحسن شورانگيز تو ٬ عاشق تر از پيشم کند
ولی موقع نوشتن دستام انتظار نوشتن میکشند
کلمه هایی که از مغزم میرند و میان
شاید میگند جاشون خوبه بذار همونجا بمونند
ولی دیگه هر کسی یه ظرفیتی داره
حتی اگه اندازه دریا باشه......
یه موج سنگین...
بعد آرامش ...
خوش یه حال دریا...
بیچاره دلم
یاد این شعر افتادم
خیلی قشنگه
ساقی بده پيمانه ای زان می که بی خويشم کندا
سه شنبه دهم بهمن 1385 ساعت
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست
۱۰ محرم ۱۴۲۸
